الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

100

تفسير تطبيقى (فارسى)

است . « 1 » بنابراين مىتوان گفت « اهل بيت » در لغت به هر شخصى كه ساكن خانه است يعنى زن و فرزندان اطلاق مىشود و به معناى خويشاوندان او نيز به كار مىرود در عرف نيز به همين معناست . اما در مورد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون بيت آن حضرت محل نزول وحى و بيت نبوت نيز بوده است كلمه « اهل بيت » در مورد ايشان دو كاربرد پيدا مىكند . گاهى اهل بيت پيامبر گفته مىشود و از بيت محل سكونت آن حضرت اراده مىشود . . . در اين صورت كلمه « اهل بيت » در مورد آن حضرت نيز به همان معنايى است كه در مورد ديگران به كار مىرود يعنى به معناى خانواده يا به معناى مطلق خويشاوندان آن حضرت مىباشد . ولى گاهى اهل بيت پيامبر با لحاظ ويژگى محل نزول وحى و بيت نبوت است در اين صورت به معناى ساكنان خانه ، خانواده يا مطلق خويشاوندان آن حضرت نيست ، بلكه منظور افرادى است كه از نظر علمى و عملى و صفات انسانى ، شايسته بيت آن حضرت مىباشند . . . . « 2 » در اينجا بايد به چند نكته توجه كرد : 1 . چون « اهل بيت » در معناى دوم قابليت در تطبيق بر افراد مختلف دارد ، بايد از ناحيه شارع حد و حدود آن تعيين شود . ازاين‌رو امكان دارد در اين تطبيق برخى از افراد از اهل بيت به معناى اول نيز در اين مصداق داخل شوند و يا بيرون روند . 2 . شايستگى انتساب به بيت نبوّت در اين معنا داراى مراتب است كه بر اساس معيارهاى خاص ذاتى يا اكتسابى افراد احراز مىشود به همين دليل سلمان فارسى ، به عنوان « منّا اهل البيت ؛ وى از ما اهل بيت است » « 3 » معرفى شده است . 3 . در لسان مبارك پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « اهل البيت » به معناى دوم در عالىترين نمونه شايستگى انتساب به بيت نبوّت تنها بر افرادى خاص تطبيق شده و به صورت اصطلاح درآمده است به گونه‌اى كه هرگاه كلمه « اهل بيت » ( و گاهى با افزودن كلمه

--> ( 1 ) . حسين راغب ، معجم مفردات الفاظ القرآن ، ص 25 ( 2 ) . على اكبر بابايى ، مكاتب تفسيرى ، ص 67 ، 68 ( 3 ) . ر . ك : يوسف مزّى ، تهذيب الكمال ، ص 251 ، رقم 2438 .